آخرین خبرها

۵۲ – اسم، رنگ و خطوط در برند سازی

اسم، رنگ و خطوط در برند سازی موضوع امشب ماست، در این جلسه در مورد سوء استفاده از ناآگاهی مردم از فرایند برند سازی صحبت خواهیم کرد، تا حدودی خواهیم دید چگونه می توان یک اسم ارزشمند برای برند انتخاب کرد، تا حدودی نشان خواهیم داد چه رنگی برای برند شما مناسب است، معنی خطوط چیست؟ خواهیم دید گروه رستاک چگونه در مسیر رشد و برند سازی قدم برمیدارد، از تفاوت های خانوم ها و آقایون پرده برخواهیم داشت و …

ما در کشوری زندگی میکنیم که مهندس عمران در یک اداره، کار دفتری انجام میدهد، دانشجوی پزشکی مشغول ویزیتوری است، پزشک مشغول انبوه سازی است. فارکس کار در یک تولیدی، کار فنی انجام میدهد، رئیس اداره نه مدیریت میداند و نه رهبری، بازاریابی با ویزیتوری هم معنی است (هر چند در اینجا بنده مقصر اصلی را کسی میدانم که مارکتینگ را بجای بازارسازی، بازاریابی معنی کرده است)، معنی برند سازی را کسی دقیق نمی داند، شاید برای سیاست تعریف دقیقی نتوان ارائه کرد ولی برند سازی که الان در همه دنیا شناخته شده و تعریف دقیقی دارد، پس چرا هر کس تبلیغات پیشبردی انجام می دهد فکر می کند برند سازی کرده است؟ تبلیغات پیشبردی یکی از ابزارهای برند سازی است ولی هر کسی که اقدام به تبلیغات کرد نباید ادعا کند برند سازی کرده و صاحب برند شده است. طراح لوگو، تبلیغات نویس، سازنده تبلیغات تصویری کار برند سازی هم می کنند! به همین خاطر اخیرا یک کارآفرین با هشت میلیارد تومن سرمایه در تبریز و پرداخت دویست و پنجاه میلیون به چهار موسسه شروع به برند سازی کرد و در عرض سه ماه ورشکست شد! چون این چهار موسسه قدرتمند، نوشته های یک پلن را تغییر داده و تقدیم ایشون کرده بودن و میخاستن با کلیشه برند سازی کنن! یعنی نه تقسیم بازاری در این پروژه وجود داشت، نه جایگاه یابی شده بود، نه کنترلی رو پروژه بود و …

با یک موسسه برند سازی صحبت میکنم و در میان کلام می گوید فلان برند رو ما ساختیم، میگم واو اگه شما ساختین پس میتونین جایگاهش رو اصلاح کنین چون جایگاهش با قابلیت هاش سازگار نیست، میگه تو فکر میکنی نابغه ای؟

اجازه بدهید از فرآیند اسم، رنگ و خطوط در برند سازی به موضوع انتخاب اسم بپردازیم. یکی از کارهای سخت و در عین حال مهم برند سازی انتخاب اسم برای برند است. وظیفه برند ساز این نیست که خواسته های غریزی مشتری رو قبول کنه و اسم پدر مشتری رو به عنوان برند در نظر بگیره! اگه بیست سال پیش من میخاستم برندی بسازم حتما میخاستم اسم یا فامیلی خودم رو برند کنم ولی الان میدونم اسم من در زبان روسی “راگیم” در ترکی و انگلیسی “راهیم” در عربی “رحیم” در فارسی “رهیم” در چینی “لعسیمو” (هر چند میتونین چینی رو بیخیال بشین) و در فرانسوی “غاهیم” تلفظ میشه و این نمیتونه اسم برند باشه! شخصی از من میخاست اسم برندشان “صفرعلی خانلو نژاد” باشه، خیلی ساده گفتم چنین چیزی امکان نداره و بنده به شغلم متعهدم و بخاطر پول هر کاری نمیکنم، کاری میکنم که با افتخار بگم این کار رو من کردم! کار خود را به شخص دیگه ای سپردن و هنوز که هنوزه کسی اسم این برند زیبا رو کسی نمیتونه تلفظ کنه و باید چندین بار تکرار و حفظ کنه تا پروژه ایشون استارت بخوره!

یک سرمایه گذار هندی اقدام به تاسیس فروشگاه زنجیره ای در دوبی کرده و اسم برندش “آپارل” است! طبیعی است بخندید چون حرف پ در زبان عربی وجود نداره! ما حرف “خ” رو در انگلیسی با کی و ایچ مینویسیم، تا حالا دقت کردین که هیچ انگلیسی زبانی اونو “خ” تلفظ نمیکنه؟ ک و ه تلفظ میکنن، در ترکی استانبولی “خ” رو “ه” تلفظ میکنن! پس اگه برند میسازیم باید دقیق باشیم و کارمون رو دست انجام بدیم. چطور موسسه ای اقدام به برند سازی برای “حاج حسن” یا “حاج قاسم” میکنه؟ یا کارشون رو بلد نیستن یا بخاطر پول هر کاری میکنن که باید بهشون گفت راههای راحت تری برای کسب پول وجود داره! دکتر شوارتزکف هم یک برند است ولی اسم این برند schwarzkopf با اصول برند سازی بین المللی سازگار نیست. اسم برند در عین حال که باید تلفظ صحیح رو داشته باشه باید تا حد ممکن منحصر بفرد هم باشه، مقاله ای در مورد “اکبر جوجه” میخوندم که نویسنده تاسف میخورد که چرا اکبر جوجه یک برند جهانی نشده، اولا که در اون زمان برند سازی تا این حد در دنیا پیشرفته نبود، دوما اکبر جوجه رو به انگلیسی چطوری میخاین بنویسین که مخاطب، اونو درست تلفظ کنه و در مغزش سیو بشه؟

شاید شخصی از شما بخواد برند منطقه ای براش بسازین ولی شما باید اینو در نظر بگیرین که اسم برند، گلوگاه سیستمی و محدودیت برای برند ایجاد نکنه. یک شرکت هواپیمایی بخاطر واقع شدن شهرش در شرق آمریکا، اسم شرکت رو “هواپیمائی شرق آمریکا” انتخاب کردند و با اینکه شرکت به کل شهرهای آمریکا خدمات میداد هیچگاه سهم بازارش از ۲۰% نگذشت، پروازهای شرکت از شرق آمریکا با حداکثر ظرفیت انجام می شد ولی هیچوقت مردم دیگر شهرهای آمریکا بلیط این شرکت را به دیگر شهرها انتخاب نمی کردند! علت، اسم غلط شرکت بود که چنین گلوگاه ورشکست کننده ای ایجاد کرده بود. “جهانی فکر کنید، منطقه ای عمل کنید!”

در کشور ما کسی که برند سازی بلد نیست و کار برند سازی میکنه، نمیدونه چه بلایی داره به سر اقتصاد کشور میاره و باعث بیکاری هموطنانش میشه!

درآمد سرانه و اشتغال هر کشوری رابطه مستقیم با تعداد برندهای بین المللی آن کشور داره! هر برندی باعث ایجاد اشتغال میشه و هر اشتغالی باعث بالا رفتن درآمد سرانه میشه (البته اختلاس و فساد اقتصادی رو در این مثال صفر در نظر گرفته ایم). چهار سال پیش قرار بود میزان اشتغال آمریکا اعلام بشه و بحث گرمی در کانال بلومبرگ ترکیه بود و کارشناسان برنامه پیش بینی میکردن که اشتغال بیش از انتظارات باشه، یک توئیت به کانال زدم و گفتم به نظر من کمتر از انتظارات خواهد بود! (چون برندهای جدیدی معرفی شده بودند ولی به مرحله اثر پروانه ای نرسیده بودن) آمار کمتر از انتظارات اعلام شد! همون توئیت باعث شدم اسم من در خاطر کارشناسان بمونه، حدود دو سال پیش هم پیش بینی این بود که کمتر از انتظارات اعلام خواهد شد ولی اینستاگرام، واتس آپ و … ظاهر شده و و سایکل اثر پروانه ای (۳۱ ماه رو پشت سر گذاشته بودن و آمار رشدشون نشون میداد اثر پروانه ای در حال آزاد شدنه) من دوباره توئیت زدم و گفتم بیش از انتظارات خواهد بود. اینم اتفاق افتاد و یکی از کارشناسان گفت مطمئنم ایشون (یعنی من) اطلاعاتی از پشت پرده مسائل دارن! در صورتیکه من مفهوم خارپشتی خودم رو داشتم و دارم. میتونین یه برند از کره شمالی نام ببرین؟ هیچ برندی وجود نداره، به همین خاطر درآمد سرانه کره شمالی ۱۸۰۰ دلار در ساله! از کره جنوبی چی؟ زود همه یاد سامسونگ افتادن! درآمد سرانه کره جنوبی چیزی در حدود ۴۸۰۰۰ دلاره!

در برند سازی هیچوقت مرد و زن را در یک چارچوب قرار ندهید. چشم خانومها بخاطر سلولهای مخروطی بیشتر، قادره بیش از ۴۸ طیف رنگ رو تشخیص بده ولی مردها فقط رنگ های اصلی رو تشخیص میشناسن. خانومی که مانتو یاسمنی میپوشه، نباید انتظار داشته باشه اندازه خانومی که قرمز یا آبی میپوشه مورد توجه آقایون باشه! رنگ چادر رسمی، مشکی است که جزء رنگ های اصلیه! این بیشتر خانوم رو در مرکز توجه مرد قرار میده! چادر اگه طیفی از خاکستری یا رنگهای زنانه بود جلب توجه کمتری میکرد و باعث آزادی بیشتر خانومها در فعالیت های اجتماعی می شد! اگه قراره در مصاحبه ای شرکت کنین، اگه مصاحبه گر یک خانومه یک طیف رنگ بغیر از رنگ اصلی بپوشین و اگه مرد هستین اسم رنگ رو از مادر یا خواهرتون سوال کنین، اگه مصاحبه گر یک مرد است، رنگ اصلی یک انتخاب عاقلانه است! کاری ندارم که آبی حس اعتماد میده یا بنفش حس خلاقیت که میتونین بیشتر در عکس زیر این موارد رو ببینین:

اسم، رنگ و خطوط در برند سازی

اسم، رنگ و خطوط در برند سازی

چشمان مرد برعکس چشمان زن از خطوط مستقیم و گوشه های تیز خوشش نمیاد! برعکس، منحنی ها برای چشمان مرد زیباترند، اگر لوگویی برای یک برند مردانه طراحی میکنین از خطوط مستقیم و تیز استفاده نکنین، رنگ سایتتان را هوشمندانه و با پالت رنگ انتخاب کنین. قانون طراحی میگه از نسبت ۶۰ و ۳۰ و ۱۰ استفاده کنین، حتی از پالت ها در ترکیب رنگ لباسها، کارت ویزیت، بسته بندیها و … هم میتونین استفاده کنین. ۶۰ درصد از پوششتونو به رنگ غالب، سی درصد رنگ دوم و ۱۰ درصد خاص به رنگ سوم استفاده کنین و …

این همه خواننده و گروه موسیقی در کشور ما بوده و هستند، گروه رستاک بیشترین پتانسیل برای برند شدن رو داره چون با روش منحصر بفرد خود، اثر خویشاوندی رو در کل کشور ایجاد کرده اند! هر کسی یک سی دی کامل از این گروه رو ببینه در بار دوم بخاطر اثر خویشاوندی عاشق این گروه میشه، این گروه به شهرهای مختلف میره و ترانه محبوب اون شهر رو یاد میگیره و با لهجه صحیح میخونه! براشون آرزوی توفیق روافزون میکنم. برند سازی در بلند مدت سود بی نظیری برای صاحب برند و افراد مرتبط با برند خلق میکنه.

علت اینکه از همه اعضاء گروه دعوت کرده بودم در جلسه امشب حضور داشته باشند این بود که به جلسه ۵۲ رسیدیم و این یعنی ما یکسال با هم بودیم و باید جمع بندی کنیم که در این یکسال چه چیزهایی بدست آورده ایم و دست آوردهایمان چقدر تونسته زندگیمون رو بهبود ببخشه! الان میدونم همه شما با برند سازی سیستمی آشنا شده اید. از طرف دیگه متوجه شدین که وقتی میخاین از یک فرد موفق کپی برداری کنین، باید از تکرارهای زندگیش کپی کنین و نه از استراتژی، تاکتیک و تکنیک هاش!

زندگی امروز شما نتایج انتخابها و تکرارهایی است که تا به امروز داشتین، اگه از زندگی خودتون راضی هستین، تبریک میگم. اگه از زندگی خودتون راضی نیستین، باید یک سری تکرارها حذف و تکرارهای دیگه ای رو جایگزین کنین. شما با تکرارهای خودتان به یک جاذبه غریب بسته شده اید! مردی به تاخت با اسب میرفت، شخصی پرسید کجا میروی؟ جواب داد من نمیدونم، از اسب بپرس! همه چیزمان مانند همه چیزمان است! اگه امروز جایی نیستین که دیروز میخاستین، مطمئن باشین به علت ترس به یک جاذبه غریب اشتباه بسته شده اید! من در این پنجاه و دو جلسه تلاش کردم، مدیریت سیستم زندگیتون به دست خودتون باشه و قدرت تشخیص مسائل پشت پرده سیستم ها رو داشته باشین، مطمئنم شما هم اینو یاد گرفتین، ولی اگه کنترل اسب زندگیتون رو نداشته باشین، همیشه آرزوهاتون خارج از دایره نفوذتون خواهد بود و دچار افسردگی و عدم رضایت از خود خواهید شد.

در سوالات بعد از جلسات متوجه شدم خیلیا همیشه با تسمه به طرف جاذبه غریبی که اصلا دوسش ندارن کشیده میشن و فقط توصیه کردم که تکرارها رو حذف و تکرارهای جدیدی بسازن که فقط ۳۴ روز کافیه اجرا کنن، ولی در همان اعداد اولیه فیبوناچی مثل ۸ و ۱۳ از میدون به در شدن و به تکرارهای قبلی برگشتن. امشب جلسه آخر از جلسات بنده بود. بهتره به جای افزودن به تعداد جلسات فرصت بدیم که این پنجاه و دو جلسه رو دوباره بخونین و عملی کنین. شاید در زمانی دیگر دوباره در خدمتتون باشم. صادقانه از تک تکتون که در این مدت همراهم بودین و با سوالات و حرفاتون باعث رشدم شدین تشکر میکنم.

برای اطلاع از انتشار مقالات جدید از لینک پایین صفحه عضو کانال تلگرام شرکت بشین

اگه مقاله با تخصص های شما سازگار است و دوستان شما هم از این نوع مقالات استفاده می کنند، لطفا از لینک شبکه های اجتماعی در زیر این مقاله برای به اشتراک گذاشتن آن اقدام فرمایید:

درباره‌ی

همچنین ببینید

آموزه های مدیریتی(مشاوره)

آموزه های مدیریتی(مشاوره) ⭕روباهی از شتری پرسید: «عمق این رودخانه چه اندازه است؟؟» شتر جواب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی پشتیبانی تلگرامی لاین استور